الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
8
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و گفتهاند كه مراد اينست كه خداوند باينان بشارت داد كه اجدادشان گرفتار عذاب اليم ميباشند ( نه خودشان ) . و اينكه فرموده به غير حق مراد اين نيست كه قتل انبياء صورت حق هم دارد بلكه مراد اينست كه قتل ايشان نخواهد بود مگر بناحق . مثل اينكه گفته مىشود فلان كس اميدى بخيرش نيست يعنى خيرى در او وجود ندارد . و بنا بر اين قتل پيغمبران به چيزى توصيف شده كه بناچار در آن هست كه عبارت است از ناحق بودن آن و همچنين است دعا در قول خداى متعال ( وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ ) كه خواندن خداهاى غير از اللَّه را توصيف كرده كه نميباشد مگر بدون برهان . على بن عيسى به اين آيه استدلال كرده كه جايز است انكار و نهى از منكر در جايى كه ترس جان و خوف قتل باشد و نيز استدلال كرده بخبرى كه حسن ( ع ) از پيغمبر روايت كرده كه « برترين جهادها كلمه حق است در نزد سلطان ستمكار كه بواسطه آن انسان كشته شود . » در اين استدلال نظر است . زيرا از شروط نيكو بودن نهى از منكر اينست كه در آن مفسدهاى نباشد و چون بقتل بيانجامد اين شرط منتفى مىشود پس قبيح مىشود و وجه آيه و اخبار به معناى آن اينست كه در مورد نهى از منكر ظن غالب باشد كه نهى از منكر بفساد كشيده نميشود آن وقت نيكو بلكه واجب ميگردد گرچه به دنبال آن قتل هم واقع شود زيرا شرط نهى از منكر علم بعدم فساد نيست بلكه ظن به آن كافيست . أُولئِكَ الَّذِينَ : كسانى كه بآيات حق كافر شدهاند و انبياء و آمرين بمعروف را بناحق كشتهاند . حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ : مراد از اعمال اينجا ادعاى ايشان است كه متمسك و عامل به شريعت موسى و بتورات هستند . و مراد از باطل شدن اعمالشان در دنيا اينست كه با اين عمل بتورات اموال و خونشان محفوظ نماند و بمدح و ثناء